شمس الدين حافظ
47
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى )
جزئيات زندگانى اين شمس الدّين محمد ، كه بعدها به حافظ اشتهار يافت و شعر و سخن و نام و آوازهى او مرزهاى زمان و مكان را درنورديد و سرانجام خاكى كه در آن آرميد زيارتگاه رندان جهان شد ، اطلاعات دقيق و شناخت كاملى در دست نيست . آن گونه كه از منابع موجود بر مىآيد ، نياكان او از اصفهان بودهاند . اما حافظ خود در شيراز زاده مىشود ، رشد مىكند و مىبالد و عمدهء زندگانىاش هم در شيراز سپرى مىشود . يعنى بر خلاف همشهرى پرآوازهاش ، مصلح الدين سعدى ، كه مطابق مشهور بخش قابل توجهى از عمرش در سفر گذشته ، حافظ حضر را بر سفر ترجيح مىداده و جز چند سفر معدود - مانند سفر يزد و هرمزگان - سفر ديگرى نداشته است . اين كه دوران كودكى و نوجوانى او چگونه گذشته ، موقعيت خانوادگى و اجتماعىاش چگونه بوده ، در كدامين مكتب و در محضر كدام استاد درس خوانده ، ادب آموخته و چگونه به دنياى شعر و ادب پا نهاده بر ما روشن نيست . ظاهرا در اين دوران ، سايهء پدر را بر سر داشته و در كنار مادر و برادران از آرامش برخوردار بوده و هنوز آشوبهاى سياسى - اجتماعى هم بروز نكرده بوده است . ظاهرا شاعر ، مانند همهى ادب آموختگان روزگار ، نخست با قرآن آشنا مىشود و سپس مراتب دانشاندوزى را طى مىكند . مرگ پدر ، سرآغاز نابسامانىهاى زندگانى خصوصى شاعر است . زيرا كه پس از اين حادثه ، برادران او پراكنده مىشوند و شيرازهى زندگى خانوادگىشان از هم مىگسلد و حافظ با مادر شكسته و ناتوان خود تنها مىماند . هم در دورهى نوجوانى ، آن گونه كه از قرائن موجود و برخى اشعار ديوانش بر مىآيد ، با قرآن انس كاملى مىگيرد ، حافظ قرآن مىشود ، تفسير قرآن مىخواند و حتّى بر حسب برخى روايتها ، حاشيهيى بر كشّاف زمخشرى يا مصباح مطرّزى مىنويسد . « 1 » كه البته با فرض صحّت انتساب ، اين اثر باقى نمانده است . به هر روى ، استعدادش شكوفا مىشود و شعر و سخنش - در همان روزگار
--> ( 1 ) - بنگريد به : با كاروان حلّه ، خواجهى رندان .